ت
ترامیسو بستنی ۱۱ سال پیش
پیام

: خــــــــــــدایــــــا
دلــــگــــیـــر نـشـو از مــــن
ولـــــــــــی ,تـــه نـــامــــردیـــه دنــیـــا 
: همیـشه سکـوت خــوب نیــست
گـاهـی خُـرد میشوی زیـر بـار حـرفهـای نـگفتـه
غافـل از اینکـه بــه تـو تـهمـت بـی
: من..؟
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فقط برای خودم هستم...خود خودم ! مال خودم !
صبورم و عجول!!
سنگین...سرگردان...مغرور...لجباز....با یک پیچیدگی ساده و مقداری
بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی, نه سیرت آدمی ,
هیچ ندارم.
راهت را بگیــر و بـــــــرو
حوالی من توقف ممنــــوع است...
: .
دروغگو زیاد نشده ، حرف راستِ که مفت هم نمیارزه
راه که بی راه بشه ، غریبه میشه راه بلد
: .
همه ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ ”
ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ . . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.