A
Almas ۱۲ سال پیش
پیام

بیا ای مرگ زیبا
زیرا روح من مشتاق توست
نزدیکتر بیا و زنجیرها رو بگشا
زیرا دیگر تاب و تحملشان را ندارم
بیا ای مرگ شیرین
بیا و مرا از آدمها یی بگیر که در میانشان بودم و بیگانه ام پنداشتند
شتاب کن زیرا آدمها مرا را ه نداده اند و در پستوهای تاریک فراموشی نمودند
چرا که من همچون ایشان دل در گرو مال و ملال نداشته ام و از دست رنج ناتوان تر از خود بهره مند نگشته ام.
شتاب کن و مرا در بر بگیر ای مرگ من.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.