>> آقاي خاص <<
کز کرده ام در خلوتم تا عصر موعود
پايان ندارد غربتم تا عصر موعود
دل بسته ام بر ندبه هاي بيقراري
با اشک شب هم صحبتم تا عصر موعود
هي ميشمارد لحظه ها را بي کم و کاست
دل ضربه هاي ساعتم تا عصر موعود
از مثنوي خواني غم بيزارم اما
بي وقفه گشته عادتم تا عصر موعود
جز انتظارت را کشيدن نيست راهي
در اين دو روز فرصتم تا عصر موعود
هر جمعه در ميعادگاهت چشم در راه
تنديس سرد حسرتم تا عصر موعود
بي شک مقارن ميشود آينده با عشق
هرچند خم شد قامتم تا عصر موعود
امشب تمام من تو را ميخواند آقا
ديگر نمانده طاقتم تا عصر موعود
" العجل مولا "