دیگه به خدا باورم شد. کم شدن رابطه با همنوعان یا اونایی که می خواستن باهام ارتباط داشته باشند.
هیچ ربطی به کم فرهنگی یا خوش تیپی درک کردن موقعیتها کم آشنا بودن یا راها وروشهای پیش مقدمو هزارتا زهرماروکوفتی ازاین چرت بازی ها.{خدایش دیگه نه ربطی نداره آره نداره}دردش تنهایی هرچه میمونه بزرگ میشه.ازتو بهترش جذاب ترش عالی ترش رو بازداشتم.اونم بهم گفت تو مردی.نمی تونی باکسی رابطه ای داشته باشی.شنیدن این حرفا برام تازگی نداشت.هرکی میاد یه خطی میکشه رو دلما بعدش با احترامات فراوان می رود.{تنهایی رو دوست دارم آخه خدا هم تنهاست...