*
*paras2* ۱۱ سال پیش
پیام

کم کم دیگه یادت میره این همه اشک و گریه برای کی بوده؟
کلا میشی یه آدم افسرده و غمگین...
اصلا عادت میکنی به اینکه همش درد بکشی ازهرچیزی؛از عشق از تنهایی از مرگ از چیزایی که نمیدونی اصلا...
یه لحظه ذهنتو خالی کن بشین‏!به خودت بگو خب حالا که چی؟تاکی؟بس نیست واقعا؟
کاربرعزیزی که انقدر باخدایی هیچ فکرکردی اگر اون دنیا همین خدا ازت بپرسه من توروفرستادم زندگی کنی حالا زندگی کردی؟چی میخوای جوابشو بدی؟زیادی بزرگش نکردی؟بزرگتراز زندگیت؛بزرگتر از حرف خدا؛بزرگتر از...
لابد الان داری میگی تو چی میدونی از عشقی که من داشتم؟
هه...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.