مهره سوخته ۱۲ سال پیش
پیام

يه اتوبان شلوغ...
دوتاماشين...
من وپايه ى خل بازيام...
گاز...
دنده1،2،3،4،5...
بين ماشينا...
سرعت...
جنون...
يه اشتباه...
برخورد...
صدا...
دود...
آتيش...
خون...
پليس...
آمبولانس...
بيمارستان....
اتاق عمل...
شوک...
خط صاف...
شوک...
يه خط صاف...
يه بوق ممتد...
يه ملافه ى سفيد...
سردخونه...
قبرستون...
سرخاک...
صدا...
اشک...
جيغ...
گريه...
سوم...
هفتم...
چهلم...
پايه ى خل بازيام،اينباربدون من
ومن،زيرخاک تنها
پايان من...!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.