نژلا ۱۲ سال پیش
پیام

دلم میخواد یروزی یه جایی همونی که الان نیست برگرده وبیاد واسم اززندگیش بگه.بگه اینقدزیرمشکلات بوده نمیتونه قدراست کنه بگه نابودشده.دیگه ادعای قبل ونداره من فقط نگاش کنم.سرش روکه بلندکرد بگه؛باتوام؟تونفرینم کردی؟نه؟؟توچشماش نگاکنم وبزنم زیرخنده اونقدبخندم تااشکام یواش یواش ازچشام سربخوره بیادپایین...باتعجب نگام کنه بعدمن اروم بگم؛ببخشیدشما؟؟....خدایاممنونم که جواب دل شکستمودادی..بزن لایک روبه افتخارخدا

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.