ه
هميشه خزان ۱۲ سال پیش
پیام

لعنت به من!!
به من که هنوز دوستت دارم...
که هنوز انتظارت را میکشم...
لعنت به من!!
که پر شده ام از روزهای کوتاه با تو بودن...
که خسته ام از نفس کشیدن در خاطراتت...
که هنوز چشمهایت،
خنده هایت،
و بوی دستانت را به خاطرم می آورم...
لعنت به این دل زبان نفهم!!
که نمیفهمد تو نیستی...
که دیگر نخواهی آمد...!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.