حالا که دستهای تو در دست دیگری ست
حالا که سهمِ عاشقی ام دیر باوری ست
خاتون! نگو که عاطفه ام با تو سرد بود
تنها گناه عشق همین پیش داوری ست
آن روزها نگاه تو مضمون عشق بود
این روزها، نگاه شما ، خشک و سرسری ست!
بعد از تو خاطرات خوشی هام یخ زدند
بعد از تو دفتری، که پر از عطر روسری ست
در فصل واژه های تهی دست مانده است
درحالِ بازخوانی ِ مفهومِ دلبری ست

مردی که سالهای خُوشی، از تو می سرود
مردی که پشتِ خاطره ها سخت بستری ست

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.