R
RoYa :^) ۱۲ سال پیش
پیام

موضوع انشاء: ماه محر�
.
.
.
بنام خدا
محرم خیلی خوب است، ما محرم را دوست داری�
..
دوستم سارا پوسترهای خواننده هاي معروف را از بساطش جمع می‌کند
و آخرین ورژن پوسترهای علی‌اکبر و حضرت عباس را در بساطش پهن می کند
..
اکبر بلا هر شب با دوست دخترش به هیئت می آیند چون فقط این روزها اجازه میدهند دوست دخترش تا آخر شب بیرون باشد !
..
قدرت سامورایی، شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند
[ و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری]
..
آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند
[ و تا آخر سال هم مشتری‌ هایش را]
..
گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يكماه تکیه راه می‌ اندازد
و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد..!
[و یازده ماه هم سرشان شیره]
..
جباری رییس شرکت لبنیات و شیر!
سی شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد
[و سیصد و سی و پنج روز هم با اضافه کردن آب, شیرشان را می‌دوشد]
..
حاج منصور مداح بعد از محرم یک خانه جدید میخرد
و بعد از یه ماه عزاداری یه سال به ریش مردم میخندد
..
ما هم پاتوقمان را از كافي شاپ ها به پشت دسته‌های عزاداری انتقال مي دهي�
..
پس نتیجه میگیریم محرم خـــــیلی خوب است و به ما خوش میگذرد ،
از مسئولین میخواهیم مدتش را طـــــولانی تر کنند..
يـــا حــسـيـــن...شـرمـنـده ايـم.....

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.