ت
تینکربل... ۱۲ سال پیش
پیام

عاشقانه (1)
حسین جان...
امسال آمده ام با تو پیمان ببندم...
از همه جا و همه کس رانده شده ام... دیگر برایم آبرویی نمانده که تورا بخوانم اما مگر میشود تو را نخواند...
دیگر برایم رمقی نمانده ، میخواهم کمکم کنی
میخواهم دستم را بگیری و بار دیگر از روی زمین بلندم کنی...
وگرنه... این مردمی که من دیدم مرا زیر پاهایشان له میکنند
حسین جان... کمکم کن

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.