ان زمان که درفراقت برگ های زرد پاییز رو میشماردم ان زمان که از برف زمستان حصار یخی برای قلبم میساختم ان زمان که اواز خوش پرندگان بهار نشونه ای برای قلبم ان زمان که درگرمای خورشید تابستان از دوریت ذوب میشدم کجا بودی که الان امدی میگی ببخش اشتباه کردم اما مگر از دیواریخی میتوان گذشت؟؟؟