ع
عاشقی یعنی همین ۱۲ سال پیش
پیام

ان زمان که درفراقت برگ های زرد پاییز رو میشماردم ان زمان که از برف زمستان حصار یخی برای قلبم میساختم ان زمان که اواز خوش پرندگان بهار نشونه ای برای قلبم ان زمان که درگرمای خورشید تابستان از دوریت ذوب میشدم کجا بودی که الان امدی میگی ببخش اشتباه کردم اما مگر از دیواریخی میتوان گذشت؟؟؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.