^
^تنها^ ۱۲ سال پیش
پیام

....^تنهــــا^....
ینی به درجه ای از تنهایی رسیدم که وقتی صبح ها از خواب بیدارمیشم به خــــــودم میگم:(صبــــــح بخیر عـــــــــــزیزم!دیشب خـــــوب خوابیـــــــدی؟؟؟!!! چــــــای میخــــوری یا قهـــــوه؟؟؟)
باز خودم جواب میدم : (هیچــــــی نمیخوام فقط بیا کنــــــارم.....)
هعععععی ....تنهایی دیگه....اینجوری نبودما!!!مخاطب نسبتاخاصم این بلا رو سرم آورد...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.