ای عمو قاسم جانباز من�
بعد اکبر به تو همراز من�
جان من در تب و تاب است عمو
حنجرم تشنه آب است عمو
لبم از سوز عطش خشکیده
جگرم غرق بخون گردیده
چون حسین این همه شور از او دید
بهر ایثار و سرور از او دید
گفت:زیبا گل باغ حسن�
برو ای لاله سرخ چمن�
لطف معبود نگهدار تو باد ........ قاسمم دست خدا یار تو باد