خ
خاکستری ۱۳ سال پیش
پیام

آه خدایا چه زندگی غمناکی،یه صبح بارونی یه روزبارونی یه غروب بارونی یه شب بارونی یه نصفه شب بارونی،یه آشپزخونه یه سالن یه اتاق خواب،یه گوشی چندتا آهنگ وچندتامجله..،زندگیم شده همین باچشمام مردنم ودارم اینجامیبینم من همونم ک یه روزمیخواستم دکتربشم حالاخونه دارشدم هییییییی....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.