م
مِستِر جِفِرسون ۱۳ سال پیش
پیام

چراغا خاموش، یه شمع روشنه
یه قاب خالی که دور از عکس تو و منه
میدونم دوسم داری پس نشون بده احساسی بینمون هست
دست تکون بده، دست خط تو با رژ لب، مونده روی آین�
از در بیا تو عزیزم، بزار خوب شه حال من
مِستِر جِفِرسون

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.