یه وقتایی...
حسِ سنگ بودن بهت دست میده...با خودت میگی:
ولش کن!!!مگه اون کیه؟!مگه واسم چیکار کرده؟!مگه اندازه ای که من دوسِش داشتم،دوسم داشت؟!...
اینجوری خودتو راضی میکنی به فراموش کردنش...ولی...
یهو یه خاطره ازش میاد تو ذهنت...
اونجاس که بغض گلوتو میگیره و میفهمی که...نمیتونی فراموشش کنی...!!!!