س
پیام

و باز با پروردگارم قهر کردم .. همه ی درب ها رو بر روی من بست ..
من فریاد میزدم .. آچرا ؟؟؟ چرا با من ؟؟؟
حتی پنجره ها رو هم بست .. همه جا رو به روی من تاریک کرد .. انگار منو تو یه اتاق بتونی حبس کرده بود .. و من فریاد میزدم .. آخه چرا با من ؟
یعنی دیگه دوسم نداری خدا ....؟؟همینه لطف و کرمت .. ؟؟
بعد از چند روز خدا درب هارو باز کرد .. دیدم طوفان همه جارو ویران کرده .. و من ...ســــکــــوت ...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.