l
love ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه عاشقانه ی :love:
پايیز
اينجا يک عصر پاييزانه...
حس مي کنم آسمان دلش گرفته....
چتر به دست راهيِ حياط مي شوم...
نه بادي مي آيد..نه باراني..
فقط آسمان عجيب دلش گرفته...و بغضش را از ترس حرف و حديث هاي مردم نمي بارد...
مي داني...دل نازک است..از هواشناسي قضاوت هاي ما �
ي ترسد..
همينکه اشک هايش از سردي رابطه يخ ميزند ما پارو به دست پشت بام دل هايمان مي شويم...
من دهنم را مي برم زير گوش چترم ...پِچ پِچَک مي گويم..
"ببار...
همه اش را روي سر من ببار...
به خفه شدن از بغض هاي نترکيده عادت دارم...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.