نمی دونم چی شد به خودم که اومدم حالم خوب نبود تب داشتم پاهام بی احساس حرکت میکرد اره عاشق شده بودم اما ترسیدم ترسیدم که به تو بگم ترسیدم که...پس اروم نشستم و تماشا کردم رفتنت را شکستنت را مادر شدنت را و...(سر گذشت یکی از دوستان بنده) لایک=نفرین به اون ترس لعنتی