h
hornaz ۱۳ سال پیش
پیام

گفتی"میخوام رو ابرا همدم ستاره هاش�
توتک سوار عاشق من پری قصه هاش�
گفتی بجای شعروقصه های بچگونه
باهم بیابسازیم زندگی و عاشقونه
مادوبال پرواز مرغ عشقی�
پر میگیریم تااوج اسمون ها
جای حسرت تو قلب مادوتا نیست
نمیمونیم باقصه تک و تنها
دو کبوتر وقتی که دل به هم می بازن
عاشقونه باهم میسازن اشیونه
بیاماهم مثل کبوترا بسازی�
زندگیو ساده و پاک و بی بهونه.........
کیا یادشونه؟کیابااین شعرکلی حال خوب داشتن؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.