یه بار داشتم جآیی میرفتم .. از دور یه پسره داش میومد منم فک کردم پسرخالمه .. اقا خیلی وقت بود که ندیده بودمش یهو ذوق .. دستمو اوردم بالا از همون جا بلند گفتم سسللامم ؟ چطوری ؟ چشتون روز بد نبینه .. پسره نزدیک شد دیدم وای من اینکه پسرحالم نیس :-|
یهو طی یه عملیاتی سریع نگامو دادم پشتش که مثلا منظورم با تو نبود اخه یه دختره اون دور بود که حواسش به طرف ما نبود ..
بیچاره پسره هنگ کرده بود.. طفلک هی منو نیگا میکرد .. هی پشتشو ..
وقتی از کنارم رد شد دوس داشتم همونجا بشینم هم به ضایع بازی خودم هم به قیافه هنگ کردش یه دل سیر بخندم ... :-)