عاغا خدا نصیبتون نکنه اینطوری ضایع شدنو رفتم پاساژ خیر سرم خرید کنم پشت ویترین یه مغازرو واساده بودم داشتم دید میزدم مانتوهارودید میزدم از یه مانتو خوشم اومد میخواستم برم داخل مغازه دیدم یه مانکنی(از نظر خودم که مانکن بود ولی نمیدونم چرا مانکن مرد گزاشته بودن دم درمغازه مانتوفروشی ههههههه) گفتم اه جا قطعه واسه گزاشتن مانکناتون دستمو بردم گرفتمش میخواستم بزارم کنار اخه دم در ورودی بود نمیدونم چرا یهو مانکنه حرف زد گفت خانم من مانکن نیستم هیچی دیگه از همون راهی که اومده بودم برگشتم هنو به کسی نگفتم این ضایع بازیو تا به شما 4جوکیای گل