دوره کارورزی یه مریض داشتم (چیه فک کردی ما دکترا نمیایم فورجوک؟) یه پسربچه شیطون فلج مغزی بود که از دست راستش استفاده نمیکرد مامان باباش عاصی بودن که چیکارش کنیم؟روشهای مدیکال(مردم مدیکال یعنی پزشکی) هم جواب نمیداد تا اینکه من خاکبرسر از خودم خلاقیت در کردم گفتم کوچولو میای با خمیربازی حیوون درس کنیم؟بچه هم جذب ما شد عاغا یه مار درس کردیم مامان بابا اشک تو چشاشون جمع شده بود از خلاقیت من،آخرش نمیدونم حس این مجریای برنامه کودک بهم دست داده بود گفتم آقا کوچولو حالا اینکه درس کردیم شبیه چیه؟
برگشت گفت:
pp!!!!!!!!!
من :
والدین :]
سازمان جهانی بهداشت :))))))))
رنگ قهوه ای : )