من کوچیک که بودم با پسر خالم خیکی جور بودم یعنی ما دوتا گودزیلاهایی بودیم برای خودمون.
یادش بخیر قورباقه ها رو می گرفتیم تو دهنشون ترقه می ذاشتیم باید بودین می دیدین قورباقه بدبخت پودر میشد یعنی قاتل زنجیره ای بودیما!
یه بارم سر یه مرغ با بیل کندیم<
الان که فکرشو می کنم عذاب وجدان می گیرم.