آقا چندروزپیش رفته بودیم عروسی(ان شالله روزی شما)یه خانم که باردار بود کنار ما نشسته بود.بعد45مین بلندشد به منو دختر خاله م گفت ازبس نشسته ام کمرم خشک شد.بعد رفت.گفتیم حتما رفته قدم بزنه چندمین بعد دیدیم داره وسط میرقصه.منو دختر خاله م در نهایت ادب صندلی هامونو گاز زدیم.آخه ایشون کمرش خشک نشده بود قر توکمرش خشک شده بود