م
مریم ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه شب دختر عمم اینا اومدن خونه مون .پسرش دست هرچی گودزیلای عالمه رو از پشت سه قفله بسته اینقد شیطونی میکردو به همه چی حتی کامپیوتر من که این همه روش حساسیت دارم دست میزد که نگو. منم دور از چش دختر عمم(جاتون خالی) وقتی که داشت تو اتاق با کامپیوتر من ور میرفت دو گوششو کشیدم که جیغش دراومد. ولی جالب اینجاست که به مامانش چیزی که نگفت هیچ بعد اون دیگه آروم نشست گوشه ای تا وقتی که رفتن.ایول بچه رو باید اینجور ادب کرد!!!!!

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.