----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
جلو دريچه كولر نشسته بودم و داشتم با نخ؛ دندونم رو پاك ميكردم.
كارم كه تموم شد؛ نخه رو همينجوري شوت كردم بيرون كه باد كولر زد بهش و برگشت رفت تو چشم!!! +_0
الانم وسايلم رو جمع كردم و ميخوام برم افق؛ ولي بدبختانه آشغالاي دندونم تو چشمم گير كرده و نميتونم راه افق رو پيدا كنم!!! :-(
و اينجاست كه شاعر ميگه:
"خودم كردم كه لعنت بر خودم بادا بادا مبارك باداااا...!!"