عاغا اعتراف میکنم ناهار که خوردیم سفره رو هم جمع کردیم مامانم مایهتابه رو به من داد گفت برو بزار رو گاز منم برداشتم گزاشتم در یک عمل خوش جوش توهمی تو ظرفشویی بعدشم شیر اب رو باز کردم ماهیتابه با میگوهای سوخاری توش پر از اب شد وقتی دیدم تازه دوهزاریم افتاد چه گندی زدم اعتراف میکنم اون روز مامانم منو از خونه پرت کرد :|