با رفقا رفتیم بیرون و داشتیم همینطوری چرخ میزدی�
یه خانم از کنارمون رد شد خواستم به دوستام بگم این خانم دختر خاله مه (علکی دیگه) یهو تا من گفتم رفیقمون رفت جلو ازش پرسید : ببخشید چرا با پسرخاله ت سلام علیک نمیکنی :(
تا دید خیلی دارم ضایع میشم :)
گفت : سلام ببخشید متوجه نشدم ، خوبی پسر خاله ؟ خاله خوبه ؟ بیا یه لحظه باهات کار دارم
رفیقام دهنشون در حد در ورودی کاخ سعد آباد باز مونده بود که با خانومه رفتم اونور
خانومه گفت : گوساله برو خدا رو شکر کن دلم به حالت سوخت پس برو گمشو با این رفقای ضایعت :|
داشتم میرفتم پیش بچه ها که خانومه گفت : مواظب خودت باش پسر خاله
دیگه هیچی الان 10 ماهه رفیقام میخوان بدونن چرا این دختر خاله م هرگز نمیاد تو مراسم های ما ؟