میخواستم برم تو اتاق پسرخالم لب تابشو بردارم .. درو باز کردم دیدم.. اِ انباریه
اومدم به دخترخالم گفتم اینجا مگه اتاق مهدی نبود کردینش انباری ؟
دخترخاله .. نه اتاق مهدیه .. انباری چیه !!؟
من .. 0_0 اون اتاق مهدیه ..!!!!!! اونجا که بازار شام بود .. شتر با بارش گم میشه !
دختر خاله که انگار چیز تازه ای نشنیده با ارامش میگه .. امرو که خوبه میخواستی چن روز پیش بیای ببینی ..
تو اتاق میدی گریت میگرفت ..ینی من موندم خودش وسیله هاشو چطور پیدا میکنه ؟!
پسرخاله شلخته ست که من دارم !