ر
روشنک ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از روزهای ماه بهمن بود که اصلا حس و حال مدرسه رفتن نداشتم.
افق که سهله........حتی حاضر بودم تو عمود محو شم ولی مدرسه نرم.!!!!!!!
با مامانم صحبت کردم . گفتم امروز مدرسه نرم.........تو رو خدا!!!!!!!!
مامانم اولا اجازه نداد ولی بعد از کلی خواهش و تمنا گفت:امروزو برو مدرسه ولی چون تویی اجازه میدم فردا و پس فردا نری مدرسه.
منم خوشحال شدم و رفتم مدرسه هی تو دلم میگفتم:چه مامان خوبی دارم که اجازه میده 2 روز نرم مدرسه!!!!!!!!!!!!
خلاصه معلم زیست اومد کلاس گفت بچه ها امروز چندشنبست؟؟؟؟؟؟همه گفتن 4شنبه.....................
من کم مونده بود جیغ بکشم...اخه 5شنبه و جمعه تعطیلی رسمی مدارسه و مامانم سرم شیره مالیده بود
واقعا یکی از نشونه های بچه سر راهی بودنه این قضیه
الان که دارم این پستو میذارم تو عمودم...........اول رفتم تو افق محو شم ولی اونجا شلوغ بود.........جا نبود و من تو عمود محو شدم !

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.