یکی از روزهای ماه بهمن بود که اصلا حس و حال مدرسه رفتن نداشتم.
افق که سهله........حتی حاضر بودم تو عمود محو شم ولی مدرسه نرم.!!!!!!!
با مامانم صحبت کردم . گفتم امروز مدرسه نرم.........تو رو خدا!!!!!!!!
مامانم اولا اجازه نداد ولی بعد از کلی خواهش و تمنا گفت:امروزو برو مدرسه ولی چون تویی اجازه میدم فردا و پس فردا نری مدرسه.
منم خوشحال شدم و رفتم مدرسه هی تو دلم میگفتم:چه مامان خوبی دارم که اجازه میده 2 روز نرم مدرسه!!!!!!!!!!!!
خلاصه معلم زیست اومد کلاس گفت بچه ها امروز چندشنبست؟؟؟؟؟؟همه گفتن 4شنبه.....................
من کم مونده بود جیغ بکشم...اخه 5شنبه و جمعه تعطیلی رسمی مدارسه و مامانم سرم شیره مالیده بود
واقعا یکی از نشونه های بچه سر راهی بودنه این قضیه
الان که دارم این پستو میذارم تو عمودم...........اول رفتم تو افق محو شم ولی اونجا شلوغ بود.........جا نبود و من تو عمود محو شدم !