سر سفزه سحر غذامو خوردم با اعتماد به نفص تماپ به مادرم داره غذا میخوره نگاه میکنپ میگم سلام:مادرم نگاهم میکنه میگه سلام؟؟؟ من که تازه فهمیده بودم چه گندی زد؟ پسم سرم رو تکون میدم و شروع کردم به خندیدن بقیه هاج و واج نگام می کردن بعد که براشون تعریف کردم شروع کردن ظرفا رو گاز زدن.الان دارم فکر میکنم وتقعاچرا اون حرفو زدم؟ دیدی غلط ندارم؟ پس بکوپ لایکو