E
ELGIMA@@@@@ ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا من همین جا اعتراف میکنم که...
1:اون تلفنمون که سوخته بود من زدمش تو پریز برق!!!اشتباه شد خو
2:اون روز یخچالمون تا مرز منفجر شدن رفته بود خوب من داشتم تمیز میکردم تو یخچالو چاقو اومد تو دستم رفتم یخارو بکنم یهو گاز یخچال در رفت!!!
3:کلید اتاق پذیرایی رو که شکسته شده بود ...عجله داشتم دیگه یهو به کلید فشار اومد شکست!!
4:اون انگشتر نقره هه بود که گفتم نمیدونم کجاست همون روزی که با بچه ها بردنمون اردو افتاد تو رودخونه اب با خودش بردش!!!
5:اعتراف میکنم اگه مامانم بیاد این پستو بخونه جدا از این که منو تو حلق فیل فورجک میکنه کلمم میکنه!!!تازه شاید از ارث هم محروم شم!!!
ادامه دارد...
لایک=بابا تو دیگه کی هستی؟؟!!!

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.