دیروز داشتم پیاده میرفتم سر کار خیلیم گرمم بود.بعد یهو یه بنز مدل بالا که چهار نفرتوش بودن (2تا دختر
-2تاپسر)جلوی پام وایساد.اون پسره که راننده بود با یه حالت غرور و تکبری که ناشی از نشستن پشت بنز بود برگشت گفت: پسرجون میخوایم بریم لب سد لتیان.منم که دیدم طرف بچه پرررو هستش گفتم:از نظر من ایرادی نداره میتونید برید!!!!!!جان خودم اون سه تای دیگه اینقدر به پسره خندیدن که خودم دلم واسه پسره سوخت.(راستی فهمیدید خونه ما لواسونه)!!!!!!!!؟؟؟؟؟