----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
يکي از ضدحال هايي كه اميدوارم ديگه تكرار نشه اينه كه:
تو يه مهموني دعوتي كه حداقل با 50 نفرشون رودربايسي داري...
بعد دماغت ميخاره؛ تو هم با نوك انگشتت دماغت رو ميخاروني كه يهو احساس ميكني يه چيزي چسبيد به انگشتت...
يه نگاه به انگشتت مي اندازي و ميبيني...بععععله؛ يك قطعه شيريني به رنگ سبز پسته اي مايل به يشمي به وزن تقريبي 24 گرم به نوك انگشت چسبيده!!
تو جيبت دستمال نداري...
شيريني نامبرده شده در فوق؛ رو تو دستت مخفي ميكني و در جهات اربعه دنبال دستمال كاغذي ميگردي...
نچ؛ حالا مثل اينكه قحطي دستمال اومده!!
دنبال دستشويي ميگردي...
دستشويي پره!
پس ميري رو يه مبل ميشيني...
اطراف يه رو نگاه ميكني كه كسي حواسش به تو نباشه...
يه نگاه به چپ؛ يه نگاه به راست...
شيريني رو به طور كاملا حرفه اي ميچسبوني به مبل...
سرت رو مياري بالا ميبيني همه دارن تو رو نگاه ميكنن!!!!
(آخه من سرم رو به كدوم ديوار بكوبم كه بتونش سفت تر باشه؟!)