خانوم(بسه ديگه چقدر بگيم عاغا يه بارم بگيم خانوم)من قبلنا تو پشت بوم خونمون مرغ و كفتر نگه ميداشتم البته الان ديگه ندارم،ديروز ظهر بابام خسته از سر كار اومد گفت كاش الان يه جاي ساكت بود ميرفتم راحت ميخوابيدم منم خواستم مزه بريزم گفتم برو پشت بوم تو لونه مرغا بخواب بابامم قاطي كرد گفت يعني من مرغم منم گفتم نه اختيار داري شما خروسي! هيچي ديگه ديشبو تو گنجه كفترام خوابيدم الانم دارم از پشت بوم واستون پست ميذارم.