پیش بینی من واسه پایان هوش سیاه
هوش سیاه عاشق اون خانمه بود که پلیس بود(از بچگی اسمارو یاد نمیگرفتم)
میشه بعد میره با یه شاخه گل ازش معذرت خواهی میکنه و میگه:ببخشید غلط کردم دیگه تکرار نمیشه قول میدم سمت خلاف نر�
بعد پلیسه بگه:نه تو باید فرار کنی بروووو
بعد که هوش سیاه داره در میره سروان سرهنگ (گفتم یاد نمیگیرم)احمدی دستگیرش کنه و خانمه زبون واسش دربیاره بگه خیت خیت دیدی گول خوردی و یه لبخند موزیانه بزنه
بعد هوش سیاه بگه:همینان که باعث میشن بریم سمت خلاف دیگه و بد توی زندان واسه قسمت سوم نقشه میکشه و فرار میکنه و.. بقیهشو خودتون باید ببینین:)
از فیلمای هموطنان گرامی بعید نیست