b
bastani aroosaki ۱۳ سال پیش
جوک

خدا مگس کش و تو حلقم کنه اگه دروغ گفته باشم..
جان من قضاوت کنین شماها- ن انصافاااااااا تئ رفاقت کم گذاشتی..!!!!!!!!
ااااااااااا ببخشید اشتب شد,انصافا با این جریانی ک تعریف میکنم بد شانس تر از منم وجود داره؟ایا؟؟؟؟؟؟ ن انصافااااا..؟!!!!!!!!!
شب میخواد واسم خواسگار بیاد,اونم بهترین خواسگاری ک تو همه ی عمرم داشتم:فووووووول امکانات-نامبر وان- اصن همه چی تموم...
خیرسرم اومدم عصری 2ساعت بخوابم(عادت دارم اگه نخوابم سردرد میشم) ک ای کاش سرم از درد میترکید و نمیخوابیدم... دختر خاله ی گودزیلام,دراکولا,ترمیناتورم اومده با قیچی موهای قسمت جلو سرمو ب حالت 2سانتی کوتاه کرده(انگار با شماره ی 3و4 ماشین اصلاح موهامو زدن) ومنم طی این عملیات دخترخالم هیچی نفهمیدم انگار رفته بودم تو کما...
از خواب ک بیدارشدم خواستم پاشم برم تو حیاط ی هوایی عوض کنم ک سرم(گووووووووم) محکم خورد ب میز کامپیوتر(عاقبت کسی ک موقع خوابم از 4جوک دست برنمیداره) ی هو ی قولوپی گنده وسط پیشونیم بالا اومد,پاشدم رفتم تو حیاط ک ی زنبور از این بزرگا ک اندازه ی عقربن اومد نشست رو پلک چشمم و با کمال احترام و تشریفات نیشم زد و چشمم در حد لالیگا ورم کرد....
ب نظرتون با این اتفاقا قیافم شبیه چی شده بود؟
1-قورباغه؟
2-افتاب پرست؟
3-خرمگس؟:(
عاقا من چ جوری ب این خواسگارا بفهمونم ک چهره ی اصلی من نیست....!!!!!!!!:(
کمک کنین دارم از دست میرم:/
لایک=حاضر بودم قیافم شبیه میمون بود ولی ی ذره شانس و داشتم...
والاااا...:(

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.