دیشب حدودا ساعت 9:30 شب مامان اومد نفری یه بستنی بهمون داد...
من: این چیه مامان الان دیگه باید شام بخوریم .!!
مامی: عزیزم این از شام بهتره که ،،، تازه کلسیمم داره ..:-)
خواهرم: من که با این سیر نمیشم شام چی داریم ؟؟؟
مامی: مستقیم میری تو اشپزخونه . سر میز نون و پنیر هست تازه نونشم تازست..;-)
خواهرم : همین ...!!؟؟؟
مامی: عزیزم شام باید سبک باشه . شبم خوابای وحشتناک نمیبینی ..:-)
خواهرم:-(:-(:-(:-(
مامان: ببین اینطوری نیگام نکن ..همونم نمیذارم بخوریا
خواهرم :-C:-C:-C:-C:-C:-C
مامی:-):-):-):-)
خو مادر من چرا میپیچونی بگو شام نداریم... دیگه چرا ابجی خانوم مارو اذیت میکنی اخه...
این فک و فامیل اخه...;-)