یه فانتزی که انگار داره واسمون به یه رویا تبدیل میشه.
نمی دونم یادت میاد یا نه ولی میخوام یادت بیارم.
یه عهدی هست...
صبحا میبندن...
ولی اینو بدون تو قول داده بودی خیلی بچه ی خوبی بودی نمیدونم اینجا چرا اینقدر عوض شدی.بدون اینا این کارات رفتارت تو فانتزی و عهدت اثر بد داره ها گفته باشم.هنوز تنفهمیدی منظورم چیه؟
.
.
.
.
.
.
ظهور نزدیک،دارد دور میشود وبه رویا تبدیل.چه بسا که برای تو،برایمان کابوس که وقتی به دست آقایت در حال گناه...
فکر ،فکر ،فکر...