عاقا دیشب قرار بود با خونواده ی نامزدم و مامانم بریم واسه خرید حلقه ی ازدواج-اول رفتیم واسه من ی حلقه ی خیلی شیک و گرون قیمت و اینا مامانم پسند کرد و گفت فقط همین!!!اونام قبول کردن و با احترام همونو خریدن, عاقا تا نوبت ب حلقه ی دوماد رسید ک مامانم میخواست بخره ی هو هاشا کرد-قیامتی ب پا کرد ک بیا و ببین.. مامانم گفت: ما همین ک دخترمونو میدیم از سرتونم زیادیه...
اون صحنه قیافه ی
من:(((((((((((((!!!!!!!
نامزدم:////////
مامان نامزدم:<<<<<<
خواهرش:@@@@@@@@