چن روز پیش رفتم برا خودم ازین آونگا ( تق تق ) خریدم ، قبلش هرچی به خواهرم گفتم تو راه مدرسشون برام بخره قبول نکرد . برگشته میگه : من ابرو دارم ، یکم خجالت بکش ، سن مادربزرگ ِ دوستمو داری ... !!
حالا آوردم خونه به بابام میگم ببین تق تق خریدم چه باحاله ((:
میگه یه چیز دیگه یادت رفت برا خودت بخری .
_ من : چیی ؟؟؟!!1
بهم میگه : پِستونک ( پِستانَک )... ((:
مامان : ها ها ها ها ...
بابا : ((((((((((: ^_*....
خواهرم : پخخخخخخخخخ خیلی خوب بود بابا...بعد برگشته میگه حالا کم تو خیابون صداشو تحمل میکنیم ، از این به بعد مهسا میخواد رو اعصاب ما راه بره با این تق تقش ...
کلا خانواده ترور ِ شخصیتی کردن منو ... خب خوشم میاد ... مگه فقط برا بچه هاست ))):