ب
بستنی عروسکی:( ۱۳ سال پیش
جوک

عاقا اعتراف میکنم پارسال ک سوم دبیرستان بودم ی ناظم داشتیم منو 3تا دیگه از دوستام خیلی باهاش لج بودیم وهمیشم ادشو در میاوردیم.البته بیشتر دانش اموزا باهاش لج بودن ولی ما بیشتر...
ی بار بین کلاسای بالا دعوا شده بود/این ناظم مونم اومد ک اینارو از هم جداکنه/عاقا منو اون 3تا دوست دیگم تو این شلوغی از فرصت استفاده کردیم و از پشت هی بشگون(نیشگون) میگرفتیمش..بیچاره تاپشتشو نگا میکرد ک ببینه کیه سریع مخفی میشدیم/جراتم نداشت حرفی بزنه چون ابروش تماما جلو بچه ها میرفت...!!
فک کنم بعد از اون جریان دیگه هیچ وقت تا اخر سال پاشو از دفتر بیرون نزاشت...!!!!!!
واقعا الان پشیمونم از شکنجه هایی ک دادمش :(
ب نظرتون الان با چ رویی برم ازش حلالیت بطلبم؟!!!!!!!
نمیدونین چ دردی داره این عذاب وجدان...:((((((((((((

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.