ص
جوک

مادربزگم خیلی حالش گرفته بودم اومدم معرفت بذارم...رفتم جلوش انقد خودمو کج و کوله کردم براش تا بالآخره خندید و از اون حس اومد بیرون. همینجوری که داشت میخندید گفت:خدا بگم چیکارت کنه صادق، تو از همون بچگیت دلقک و جِلف بودی حالا برو گم شو دیگه کار دارم.....
آخه شمابگید حقش نیست من دست بندازم این دهنِ منِ جِر بدم؟؟؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.