(
(dokhtar-barooni) ۱۳ سال پیش
جوک

هميشه فانتزيم اين بود كه مشهوربشم و براى رسيدن بهش همه كارى كردم:دى
و اما داستان مشهورشدن من
بچگيام دوس داشتم يه جنگجو باشم بخاطرهمين رفتم كاراته كارشد�
بعدازبچگيام ميخواستم بازيگر شم رفتم تئاتركار كردم
بعدازبعد از بچگيام خواستم دانشمند بشم رفتم رشته رياضى،كلاس نانو و هزارتا بدبختى ديگه
بعدش تصميم گرفتم شاعر بشم:دى
الان من شاعرم شعر ميگم ولى نميخوام كتاب چاپ كنم تا گمنام بمونم
عجب آدم ذهن درگيريم من
راستى هنوز مشهورنشدم خيلى سخته لامصب
(مهشيد)

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.