س
ســـامـــان D: 23 ۱۳ سال پیش
جوک

رفتم خونه خواهرم...
با پسره 5سالش دعواش شد!! خواهرم سرش داد زد بچه رفت تو تــراس, منم رفتم باهاش حرف بزنم!
مــن: مـانی؟ دایی جون گریه نکــن دیگه! خب چرا انقد اذیتش می کنی سرت داد بزنه شیطـون؟
مـانی روشو کرده به من : دایی بچه شدیااا؟ مرد که گریه نمی کنه! دایی؟ میای آدمٍ من شی ؟!
مــن: O_- آدمت شم؟ یعنی چی ؟
مـانی: یعنی برو به اون خواهــرجونت بگو مـانی دیگه کلاس زبـان نمیره میخـواد بره کــــارگـــــری !
مـن:|
خــواهرم:|
گودزیــلا:|
خواهر زاده کچلٍ (به قولٍ امیر21) دارم من ؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.