بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی و راه نده از این حرفای امنیتی که هر کسی به بچش می گه !
یه روز عمه و عمو هام اومدن خونمون ، نزدیک 10 – 12 نفر بودن ....
من که فقط خونه بودم اونا رو راه ندادم ....
هر چی اونا و همسایه ها می گفتن وهاب اینا فامیلاتن من زیر بار نمیرفتم ....
تازه سرمو از پنجره می کردم بیرون اونا رو با سنگ میزدم ....
تا نیم ساعت بعد که مامان و بابام اومدن !
بعدش اونا رو راه دادن تو خونه ....