تو اتاقم داشتم به کارام میرسیدم ، آهنگم گذاشته بودم خودمم باهاش میخوندم ...
« وقتی ازت دورم ... نگرانت میشم ...»
مامانم از پایین میگه : به به چشم و دلم روشن ، حالا این شازده کجا هست که تو نگرانش میشی؟((((:
_ کی ؟؟؟!!
مامی : همون که ازت دوره ... !!!((((:
_ 0-0 مامان چی میگی ؟
اومده بالا میگه عزیزم من مامانتم ، با من راحت باش ، بیا برا من تعریف کن ببینم ...(((:
_ مامان من اینجوریم ؟ چیزیو از شما پنهان میکنم ؟فقط داشتم با اهنگ میخوندم...)):
مامی : زده زیر ِ خنده میگه : اره بابا کی میاد تو رو بگیره ، حوصلم سر رفته بود گفتم یه ذره سربه سرت بذارم بخندیم ((((:
_ o_O )))))):
این مامانه ؟؟؟؟اعتماد به نفسمو رسوند به منفی میگه حوصلم سر رفته بود ...
این مامانه که من دارم...