خواهرزادم 4سالشه دیروز مجسمه یادگاریموشکست،اومد گفت:خاله مجزمنگتو(مجسمتو) شکسته گوندم!!(شکستم یا شکوندم) بهش گفتم:پاشو برو بیرون،پاشو، زل زد توچشام گفت:نمی پاشم!!!
باباش ازاونطرف میگه: دخترم نمی پاشم نه، بگو پاشیده نمیش�
دخترش: پاشیده نمیشم
داماد خانواده :)))))))
دخترش :))
من: که خدا یه همچین شوهری قسمتم نکنه :(((